هماهنگی چشم و دست

هماهنگی چشم و دست

 

فیدبک حسی اطلاعاتی است که از سیستم های حسی به خصوص گیرنده های حس بینایی و لامسه منتقل می شود و مرجعی برای مقایسه و تشخیص وضعیت ایده آل است.

برای مثال: در حفظ وضعیت دست هنگام گرفتن توپ، فیدبک حسی به عنوان سیگنال منبع می تواند انقباض مورد نیاز برای انجام این فعالیت را فراهم کند.

فیدبک های بینایی در کنترل حرکات دست نقش دارند. این فیدبک ها، اطلاعاتی را در مورد مسیر حرکت توپ و فاصله توپ تا دست به فرد می دهند و در نتیجه روند و الگوی انقباض عضلات دست را تنظیم می کنند تا بهترین حالت گرفتن رخ دهد.

دو مکانیسم در الگوهای فعال سازی عضلات درگیر در توپ گرفتن وجود دارد :

-۱تعیین موقعیت هدف

۲- هماهنگی سر و چشم و تنه

برای گرفتن جسم، ابتدا باید موقعیت آن در فضا مشخص شود. تعیین موقعیت جسم معمولاً به صورت بینایی انجام می گیرد. تنها زمانی چشم درگیر تعیین موقعیت جسم است که جسم در میدان دید فرد باشد.

مطالعات کینماتیک نشان می دهد زمانیکه جسم در خارج از حوزه بینایی باشد، حرکت های متوالی زیر وجود دارند :

اولین حرکت ، حرکت چشم است . چشم دارای حرکت سریع می باشد، که با حرکت سر در ارتباط است. بخشی از این حرکت توسط عضلات چشمی و برخی توسط حرکت سر تنظیم می گردد. چشم ها در طی حرکت سر برروی هدف بینایی متمرکز می شوند. مطالعاتEMG  نشان می دهد که عضلات گردن در مدت msec 40-20 فعال می شوند تا عضلات کنترل کننده حرکت چشم فعال شوند و این نشان دهنده ی ارتباط حرکت چشم و سر می باشد.

گرچه، حرکت چشم به دلیل کم بودن اینرسی، سریع است ولی سیگنال عصبی ابتدا عضلات گردن را فعال می کند. زمانیکه سر به سمت جسم حرکت می کند، دامنه حرکتی سر نسبت به جسم ۷۵-۶۰ درصد است.

اگر همزمان با سر، دست نیز حرکت داشته باشد به علت نیاز به دقت بیشتر، دامنه حرکتی سر تغییر می کند. لازمه یک پرتاب صحیح، هماهنگی بین حرکت چشم و سر است.

بعضی از فعالیت ها، تنها به حرکت چشم نیاز دارند، درحالیکه برخی دیگر نیازمند ترکیبی از حرکت چشم و سر و یا حرکت چشم و سر و تنه هستند. به دلیل این گوناگونی، محققان استدلال می کنند که هماهنگی بین سر و چشم تنها با یک مکانیسم کنترل نمی شود، بلکه از تعامل بین چندین مکانیسم عصبی مختلف ناشی می شود.

 

راه های متابولیک بینایی مربوط به حرکت چشم:

محققان نشان داده اند که نورون های کرتکس پریتآل از اطلاعات بدست آورده از حرکت چشم به منظور به روز کردن فضای بینایی مغز استفاده می کنند. این نورون ها، نتایج شبکه ای مربوط به حرکت چشم را پیش بینی می کنند و ابتدا بازنمایی کورتیکال مغز را تغییر می دهند.

Golberg و همکارانش نشان دادند که این سلول های بینایی شعاعی در بخش خارجی– جانبی پریتآل، قبل از انجام حرکات غیرارادی چشم شروع به افزایش firing  در حدود msec 80  می کنند.

Fuji etal  پی برد که در بخش کورتیکال پیش حرکتی، نورون هایی وجود دارند که حرکت غیرارادی چشم و حرکات گردن و دست را کنترل می کنند. آنها بیان کردند که نورون های قسمت شکمی کورتکس پیش حرکتی موجب حرکت غیرارادی در هنگام تحریک می شوند. این منطقه توسط نورون هایی که عضله های دست، شانه، صورت و گردن را فعال می کنند، احاطه شده است. در این فرضیه، نقش این منطقه، در هماهنگ کردن حرکات چشم با حرکات قسمت های دیگر بدن بوجود آمد.

مدت ها فرض بر این بود که کودکان نسبت به بزرگسالان برای حرکت، نیاز به اطلاعات بینایی بیشتری دارند و در استفاده از اطلاعات حس عمقی برای کنترل حرکت ضعیف هستند. گرچه مطالعات نشان می دهد که کودکان از اطلاعات حس عمقی به همراه اطلاعات بینایی، برای گرفتن اشیاء استفاده می کنند. روش استفاده از اطلاعات بینایی برای کنترل حرکت در کودکان و بزرگسالان یکسان است ولی سرعت کنترل حرکت در کودکان نسبت به بزرگسالان کمتر است.

یک کودک برای انجام عمل گرفتن باید هماهنگی لازم بین حرکت شانه، دست و سر ایجاد کند.

در اولین عمل گرفتن، کودک از شانه و حرکت گردن استفاده می کند، در حالیکه آرنج در حالت stiff قرار دارد.

Kearneyو Gentile مطالعاتی را برروی کودکان سندرم داون انجام دادند. آن ها عملکرد بچه های سالم سه ساله را با عملکرد بچه های سه ساله دارای سندرم داون مقایسه کردند. کودکان سندرم داون در انجام حرکت از حداکثر توان خود استفاده می کردند که این نشان دهنده داشتن توانایی برای انجام حرکت است. گرچه کودکان سندرم داون آخرین مرحله گرفتن را با فیدبک کمتری انجام می دادند. این مورد بیانگر این است که این کودکان دارای مشکلات کنترل فیدبک در حرکت گرفتن هستند.

تهیه کننده: کاردرمانگر زهرا تقی زاده

 

*کپی برداری از مطالب وب سایت پایا با ذکر منبع بلامانع است*