اختلال سلوک

اختلال سلوک

 

اختلال سلوک

اصطلاح اختلال سلوک که معمولا به الگوهای رفتار ضداجتماعی غیرقابل کنترل کودکان و نوجوانان اد ا اطلاق می شود و با آسیب رساندن به دیگران همراه است، برای اولین بار در سال ۱۹۸۰ معرفی گردید. براساس این تعریف روانشنانسان ،نوجوانان جامعه ستیز را به دو گروه اجتماعی مهار نشده و مهار شدهی افراطی تقسیم بندی نمودند. بر اساس دیدگاه صاحب نظران، اختلال سلوک به مجموعه ی پایداری از رفتارها اطلاق می شود که با گذشت زمان شکل می گیرد و غالبا مشخصه ی اساسی آن پرخاشگری و تجاوز به حقوق دیگران است .

معمولا کودکان و نوجوانانی که دچار مشکلات سلوک هستند، گستره ای از رفتارهای خلاف قانون، از جیغ زدن، ناسزا گفتن، قشقرق به راه انداختن گرفته تا تخریب شدید، دزدی و تجاوز را از خود بروز می دهند. عمده ترین نمود اختلال سلوک، تجاوز به حقوق دیگران و عدم توجه به هنجارهای اجتماعی متناسب با سن افراد است و خصوصیات بارز رفتاری مبتلایان به اختلال سلوک عبارت است از: پرخاشگری و خشونت نسبت به اشخاص با حیوانات، تخریب اموال، تقلب با دزدی و نقض مکرر مقررات از جمله فرار از مدرسه. این الگوهای رفتاری سبب بروز مشکلات دیگر در مدرسه و در ارتباط با همسالان می شود.

به طور کلی، کودکان دچار اختلال سلوک ممکن است در چهار زمینه ی زیر رفتارهایی را بروز دهند:

الف. پرخاشگری جسمانی یا تهدید دیگران به آسیب و صدمه

ب. تخریب اموال خود با دیگران

پ. دزدی با فریبکاری

ت. تقض مکرر قوانین و مقررات اختلال سلوک با بسیاری از اختلالات دیگر از جمله اختلال کم توجهی – بیش فعالی، افسردگی و اختلالات یادگیری همراه است و علاوه بر آن، با چندین عامل روانی- اجتماعی نظیر سطح پایین اقتصادی – اجتماعی، روش تربیتی تنبیهی و خشن، اختلالات خانوادگی، فقدان نظارت مناسب والدین و فقدان کفایت اجتماعی ارتباط دارد.

انواع اختلال سلوک اختلال سلوک دو نوع فرعی دارد که عبارتند از :

– اختلال سلوک نوع اول: شروع این نوع از اختلال، در دوران کودکی است و علائم اختلال و رفتارهای مربوطه قبل از ۱۰ سالگی بروز می یابد. افراد مبتلا به این نوع از اختلال سلوک معمولا مذکر هستند، مکررا پرخاشگری های فیزیکی و ارتباط آشفته با همسالان خود دارند، ممکن است در دوران اولیه کودکی مبتلا به بی اعتنایی مقابله ای باشند و معمولا اختلال آنها به اختلال شخصیت ضد اجتماعی گسترش می یابد.

اختلال سلوک نوع دوم: شروع نوع دوم اختلال سلوک، در نوجوانی است که علائم و خصوصیات رفتاری قبل از ۱۰ سالگی بروز نمی یابد. مبتلایان به این نوع از اختلال سلوک در مقایسه با نوع اول، رفتار پرخاشگرانهی کمتری نشان می دهند و اگر چه در همکاری با دیگران اغلب مشکلات رفتاری از خود بروز می دهند اما تمایل دارند ارتباطات عادی تری با همسالان خود داشته باشند. به نظر می رسد که این عده کمتر از نوع اول به اختلال شخصیت ضد اجتماعی مبتلا می شوند و نسبت شیوع آن در پسرها به شدت گروه اول نیست

همه گیر شناسی

قانون شکنی و رفتارهای طغیانگرانه گاه به گاه در دوران کودکی و نوجوانی شایع است اما در کودکان و نوجوانان دچار اختلال سلوک، رفتارهای پرخاشگرانه و نقض حقوق دیگران، تکراری و فراگير است. میزان شیوع اختلال سلوک در جمعيت کل، حدود ۵ درصد تخمین زده می شود. این اختلال در پسرها به نسبت ۴ تا ۱۲ بار شایع تر از دختران میباشد که در پسران غالبا قبل از ۱۰ سالگی بروز می کند در حالی که سن بروز آن در غالب دختران بین ۱۳ تا ۱۶ سالگی است و همچنین پایداری اختلال در پسران بیشتر از دختران می باشد. علاوه بر این، در کودکان و نوجوانانی که دارای والدین مبتلا به شخصیت ضد اجتماعی و اعتیاد به سوء مصرف مواد هستند اختلال سلوک شایع تر است. شیوع اختلال سلوک و رفتار ضد اجتماعی به میزان چشمگیری با عوامل اجتماعی – اقتصادی ارتباط دارد.

سیب شناسی

هیچ عاملی به تنهایی نمی تواند رفتار ضد اجتماعی و اختلال سلوک را توجیه نماید بلکه مجموعه ای از عوامل زیستی روانی و اجتماعی در پیدایش این اختلال نقش دارند که در ادامه به توضیح هر دسته از عوامل پرداخته می شود:

عوامل عصبی – زیستی

عوامل روانشناختی: کودکانی که در شرایط آشفته و همراه با غفلت و سهل انگاری والدین بزرگ شده اند اغلب وجه منفی هیجانات نظیر خشم، ناکامی و غمگینی را ابراز می کنند. ضعف نقش پذیری در زمینه ی کنترل تکانه و برآورده نشدن نیازهای این کودکان، سبب می شود. حس همدلی در آنها به طور کامل صورت نگیرد.

عوامل اجتماعی – فرهنگی: در کودکانی که دچار محرومیت های اقتصادی – اجتماعی هستند خطر ابتلا به اختلال سلوک بالاتر است. همین امر در مورد کودکان و نوجوانانی که در محیطهای شهری پرورش می یابند صادق است. هم چنین بیکاری والدین، فقدان شبکه های اجتماعی حمایت کننده، عدم مشارکت مثبت در فعالیت های اجتماعی، از جمله عوامل پیش بینی کننده ی بروز اختلال سلوک می باشند.

عوامل خانوادگی: به طور کلی تحقیقات مختلف بیانگر تأثیر غیرقابل انکار خانواده در بروز اختلال سلوک میباشد که از آن جمله می توان به مواردی هم چون:

تعارض والدین

ارتباط ناکافی با کودک

طلاق

نظام قهرآلود خانوادگی

اشاره نمود.

علاوه بر عوامل مذکور، اختلال ADHD، کژکاری یا آسیب دستگاه غصے مرکزی در اوایل زندگی ممکن است کودکان را مستعد ابتلا به اختلال سلوک نمايد. .

تشخیص و خصوصیات بالینی

اختلال سلوک در کوتاه مدت شکل نمی گیرد و یک شبه ظاهر نمی شود بلکه بسیاری از علائم آن در طول زمان شکل گرفته و به الگوی مستمر نقض حقوق دیگران می انجامد. بعید است که کودکان کم سن واجد ملاک های این اختلال باشند، چون از نظر رشدی قادر به ابراز علائم مشخص کودکان بزرگتر مبتلا به اختلال سلوک نیستند.

کودکانی که واجد ملاک های تشخیص اختلال سلوک هستند رفتار پرخاشگرانه ی خود را به شیوه های گوناگون بروز می دهند. رفتار پرخاشگرانه ی ضد اجتماعی ممکن است به صورت قلدری، پرخاشگری جسمی و رفتار بی رحمانه نسبت به همسالان تظاهر نماید. چنین کودکانی ممکن است با دهن، متخاصم، گستاخ و نافرمان بوده و نسبت به بزرگترها منفی کاری نشان دهند. دروغگویی مستمر، فرار مکرر از مدرسه و خرابکاری در کودکان و نوجوانان مبتلا شایع است. در موارد شدید، خرابکاری، دزدی و خشونت جسمی نیز دیده میشود. این گونه افراد کوشش چندانی برای پنهان کردن رفتار ضد اجتماعی خود نمی کنند. رفتار جنسی یا مصرف دخانیات، مواد مخدر با داروهای روان گردان در این گونه کودکان و نوجوانان خیلی زود شروع می شود. برخی از کودکان و نوجوانان مبتلا به اختلال سلوک به دلیل رفتار پرخاشگرانه، در روابط با همسالان خود دچار مشکل می شوند و برخی از آنان ممکن است با افراد بسیار بزرگتر یا کوچک تر از خود دوست شوند و با روابط سطحی با سایر نوجوانان بزهکار برقرار سازند. بسیاری از این افراد عزت نفس پایینی دارند هر چند ممکن است خود را پر توان و مقاوم نشان دهند. این افراد مهارت های لازم برای برقراری روابط اجتماعی با دیگران طبق هنجارهای جامعه را ندارند و برای خواسته ها و احساسات دیگران اهمیتی قائل نیستند.

درمان

برنامه های درمانی چند وجهی که از تمام منابع قابل وصول مانواده و جامعه استفاده می کند احتمالا در کنترل رفتار افراد مبتلا بهترین نتایج را به همراه خواهد داشت. درمان های چند وجهی می تواند شامل موارد زیر باشد:

مداخلات رفتاری که در آنها به ازای رفارهای غیر پرخاشگرانه و رفتارهای سازگارانه ی اجتماعی، پاداش ارائه می شود.

آموزش مهارت های اجتماعی

آموزش خانواده و خانواده درمانی

مداخلات دارویی

به طور کلی برنامه های درمانی در کاهش علائم آشکار اختلال سلوک نظیر پرخاشگری، مؤثرتر از علائم پنهان آن یعنی دروغ گویی یا سرقت هستند.

ساختار محیطی حمایت کننده و همراه با مقررات هماهنگ و نتایج قابل انتظار میتواند انواعی از رفتارهای مشکل ساز را کنترل نماید. کاهش خشونت و پرخاشگری در مدارس زمینه ی مهمی برای مداخلات محسوب می شود. از روان درمانی انفرادی رفتاری معطوف به ارتقای مهارت های حل مسأله نیز می توان در درمان اختلال سلوک استفاده نمود. زیرا کودکان مبتلا به اختلال سلوک ممکن است الگوی دیرپایی از واکنش های غیر انطباقی به موقعیت های روزمره داشته باشند. سن شروع درمان مهم است زیرا هر چه رفتار غیر انطباقی بیشتر ادامه یابد مقاوم تر می گردد.

از دارو درمانی می توان به عنوان درمان کمکی علائمی که غالبا در اختلال سلوک نقش دارند استفاده نمود. به عنوان نمونه می توان به تأثیر برخی داروهای ضد روان پریشی در کاهش پرخاشگری و رفتارهای تهاجمی مبتلایان به اختلال سلوک اشاره نمود.

نکته ی آخر این که، اختلال سلوک غالبا هم زمان با ADHD اختلالات یادگیری، اختلالات خلق و اختلالات مرتبط با سوء مصرف مواد دیده می شود لذا بایستی ضمن درمان اختلال سلوک، اختلالات همراه آن نیز درمان شوند.

 

*کپی برداری از مطالب وب سایت پایا با ذکر منبع بلامانع است*