
بیماریهای انسدادی ریه در واقع انسداد و تنگ شدگی مجاری هوایی نایژهها، نایژکها، مجاری آلوئولی و آلوئولها می باشد که با کاهش سرعت جریان بازدمی و مقاومت نسبت به عبور جریان هوا مشخص میشوند. در این گروه از بیماریها انواع مختلفی مانند آسم، برونشیت، بیماری انسداد مزمن ریه و سیستیک فیبروزیس را می توان نام برد. اختلال درعملکرد ریه ها موجب می شود سالانه بسیاری از افراد جامعه به بیماری های ریوی مبتلا می شوند که ممکن است پس از بستری شدن های مکرر درگیر مشکلات جسمانی و روانی اجتماعی متعدد بشوند. تشدیدات ریوی باعث افت کیفیت زندگی و افزایش هزینه مراقبت می شود. تشخیص روش های درمان بهینه می تواند باعث بهبود کیفیت زندگی و افزایش طول زندگی در این بیماران باشد. توانبخشي از پذيرفته ترين و گسترده ترين روش هاي ارتقاي درمان استاندارد در بيماران دچار مشکلات تنفسی است و هدف آن کاهش علائم، بهینه سازی عملکرد و بهبود سلامت، افزایش مشارکت فرد در جامعه و استقلال در فعالیت های روزمره زندگی می باشد.

در این میان کاردرمانی می تواند با پیگیری و مراقبت، باعث بهبودی فرد در بسیاری زمینه ها گردد، با این حال نقش بالقوه کاردرمانی و توانبخشی در این بیماران کم رنگ تر است. هدف از این مطالعه، مرور و جمع بندی متون و تحقیقاتی است که به بررسی نقش، خدمات و اثربخشی کاردرمانی طی روند توانبخشی ریوی این بیماران پرداخته اند. نقش کاردرمانی در برنامه توانبخشی ریوی، چه در کودکان و چه در بزرگسالان ارزیابی و درمان محدودیت فعالیت های مرتبط با علائم بیماری های تنفسی به منظور بدست آوردن حداکثر ظرفیت و قابلیت در فعالیت های روزمره زندگی، اوقات فراغت، موفقیت در کارها و رفتارهای اجتماعی، حرفه و شغل است. کاردرمانگران می توانند نقش های متعددی در مراقبت های تنفسی از جمله تنظیم عادات روتین، افزایش بهره وری کار، ذخیره انرژی، تطابق، آموزش و مشاوره به خانواده و ایجاد راه مطمئن برای فعالیت های بدنی داشته باشند و در نهایت کیفیت زندگی را در این بیماران بهبود و افزایش بخشند.

کاردرمانی به عنوان یک وظیفه توانبخشی برای بیماران ناتوان معین شده است و به آن ها جهت رسیدن به حداکثر عملکرد و استقلال برای حفظ فعالیت های خاص زندگی روزمره و بهبود توانایی به منظور موفقیت در کارها و رفتارهای اجتماعی راهکارهایی را نشان می دهد. بیماران تنفسی نیز معمولا با کاهش فعالیت و مشارکت، افزایش از دست دادن عملکرد عضله و مشکلات عاطفی همراه هستند. که اهداف کاردرمانی در این باره؛ درمان یا اصلاح فعالیت ها و جلوگیری از وخامت بیشتر این بیماری است. با این حال نقش کاردرمانی در مراقبت از این افراد محدود گردیده است.
بیماری های تنفسی پنجمین علت مرگ در سراسر جهان که روند روبه رشد دارند هست. بیماران تنفسی بتدریج با افت توان فیزیکی و مشکلات روانی مواجه اند و کیفیت زندگی آن ها جهت انجام فعالیت های روزانه بطور منظم با مشکل روبرو می شود مثل غذا خوردن، حفظ بهداشت فردی، آراستن، آماده کردن غذا، مصرف دارو، استفاده از حمل و نقل، انجام کار های منزل و … ارزیابی کاردرمانی و و درمان افراد مبتلا به اختلال عملکرد ریوی منجر به بهبود ADL و IADL مثل مراقبت از خود، کار و اوقات فراغت می شود و باعث بهبود کیفیت زندگی می گردد.

کاردرمانی و توانبخشی ریوی نسبت به ارائه مراقب های حمایتی رویکردهای مشترک دارند. کاردرمانی در ابتدا با هدف ایجاد تغییرات عملکردی جهت بهبود کیفیت تنفس و زندگی بیمار و سپس تنظیم و تدوین برنامه درمانی موثر بنا نهاده شد.توانبخشی ریوی در جهت دستیابی به پیشرفت های خاص در ظرفیت عملکردی و در نتیجه بهبود QOL است. اجزای اساسی برنامه توانبخشی ریوی تقویت عضلات تنفسی، آموزش، فیزیوتراپی قفسه سینه، کاردرمانی، حمایت های روانی اجتماعی و مداخلات تغذیه ای می باشد. از دیگر موارد مهم برنامه توانبخشی ریوی؛ تمرین دادن به اندام فوقانی، توجه خاص به تمرین اندام تحتانی، آموزش بهداشت و تمرینات تنفسی مثلا در کودکان از طریق بازی؛ مانند حباب بازی، بادکردن بادکنک، بازی زوو، فوت کردن و… است.
نویسندگان:
کاردرمانگر جواد نقی زاده : کارشناس ارشد کاردرمانی
با همکاری:
کاردرمانگر دکتر آریان شمیلی: دکترای تخصصی کاردرمانی
کاردرمانگر طاهره دفتری : کارشناس ارشد کاردرمانی
کاردرمانگر راضیه محمدزاده: کارشناس کاردرمانی
رفرنس:
Cystic Fibrosis Foundation. Cystic fibrosis foundation patient registry,
2006 Annual data report to the center directors. Bethesda, MD: The
Foundation; 2007.
The role of occupational therapy in childhood
chronic respiratory diseases : surveys of knowledge
and perceptions Rachel F. Lorenzo The University of Toledo.2012
American Lung Association. (2000). Minority lung disease data.
Retrieved August 8, 2003, from http://www.lungusa.org/
pub/minority/copd_00.html
Migliore, A. (2004). Case Report—Improving dyspnea management in three adults with chronic obstructive pulmonarydisease. American Journal of Occupational Therapy, 58, 639–646.
]]>
کاردرمانی با داشتن یک دیدگاه کلی نگر ، نقش کلیدی را در توانبخشی مشکلات عصبی عضلانی، موانع محیطی، و فاکتور های روانی اجتماعی افراد مبتلا به مشکلات عضلات کف لگن ایفا می کند، و درواقع هیچ حیطه درمانی چنین دیدگاه جامعی را درباره ی اختلالات کف لگن ندارد، این آسیب های فیزیولوژیکی ناشی از نقص عملکرد عضلات کف لگن می تواند منجر به ایجاد اضطراب،و افسردگی در بیمار شوند و درنتیجه انجام هر گونه مداخله ای جهت بهبود وضعیت این بیماران را مختل کند، کاردرمانی علاوه بر توانبخشی جسمانی نقص عملکرد عضلات کف لگن می تواند با انجام مداخلات روانی_اجتماعی باعث بهبودی همه جانبه فرد مبتلا شود، لازم به ذکر است کاردرمانی بعد از ایجاد بهبودی در موارد فوق الذکر باعث استقلال عملکرد فرد در روابط جنسی ، و مشغولیت های اجتماعی می گردد که از مهم ترین حیطه های کار (occupation) در چهارچوب کاردرمانی (otpf) می باشد.
کاردرمانگر فرزاد ربیعی؛ کارشناسارشد کاردرمانی
]]>این ضایعه در داخل رحم طی تکامل سیستم اعصاب مرکزی اتفاق می افتد و از زمان تولد وجود دارد. ضایعه نخاعی مادرزادی که بطور کلی با اصطلاح اسپینابیفیدا از آن یاد می شود، جزء یکی از نقایص لوله عصبی است که در اثر بسته شدن غیر طبیعی چین های عصبی در هفته ی سوم و چهارم تکامل جنین رخ می دهند و علاوه بر نخاع، پرده های مننژ، مهره ها، عضلات و پوست هم درگیر می شوند.
سه شکل عمده نقایص لوله عصبی شامل انسفالوسل، آنانسفالی و اسپینابیفیدا می باشد. در آنانسفالی و انسفالوسل استخوان های جمجمه و بافت مغز درگیر بوده و جنین های مبتلا غالبا قبل از تولد سقط می شوند. در اسپینابیفیدا نقص مادرزادی در طناب نخاعی و قوس های مهره ای رخ می دهد.
الف-آسیب های حسیدر پایین سطح ضایعه شامل حس حرکت، حس عمقی و اطلاعات حس پیکری شامل سرما، گرما، فشار و حس درد. در افراد مییلومننگوسل نقایص حسی به طور کلی شدیدتر از نقایص حرکتی می باشد.
ب-آسیب های عضلانی اسکلتی شامل ضعف و فلجی اندام های تحتانی، مشکلات ارتوپدیک مثل پای چماقی شکل،
اسکلیوز، کیفوز، شکستگی های پاتولوژیک، دررفتگی مفصل لگن، کنتراکچر و سفتی زانوها و لگن و البته دفورمیتی وضعیتی پای قورباغه ای که ناشی از وضعیت دهی نامناسب پاهای فلج شل و فلاسید است ونیز پوکی استخوان.
پ- آسیب های نورولوژیک شامل هیدروسفالی، هیدرومییلی یا اتساع کانال مرکزی نخاع، نخاع چسبیده و دردناک، اختلال عملکرد روده و مثانه، مشکلات شناختی و یادگیری.
ت- آسیب های پوستی و مشکلات پزشکی شامل حساسیت به مواد لاتکس، زخم های فشاری، شکنندگی و افت انسجام پوستی.
ث- مشکلات رشد وتغذیه شامل چاقی و افزایش وزن، بلع نامناسب و آسپیراسیون ونیز کاهش رشد قد.
ج- مسائل روانی اجتماعی و فعالیت جنسی.
مصرف روزانه 4/0 میلی گرم اسید فولیک حداقل برای یک ماه قبل از حاملگی تا سه ماه اول بارداری برای پیشگیرای از بروز نقص لوله عصبی اسپینابیفیدا بسیار موثر شناخته شده است.
نقش کاردرمانی و توانبخشی در ضایعه نخاعی مادرزادی
توانبخشی برای کودکان اسپینابیفیدا باید بصورت رشدی پایه ریزی شود و اهداف درمانی باید بصورت متوالی در جهت حفظ سلامتی و بهبود بهره وری با هدف نهایی رضایت از زندگی برای بیماران در حال رشد تنظیم گردند. طرح درمان توانبخشی این کودکان در کاردرمانی در طی دو فاز شامل فاز نوزادی تا نوپایی (قبل از تحرک و جابجایی) و فاز نوپایی تا
نوجوانی و بلوغ (تحرک و جابجایی) پیگیری می شود.
در ابتدای فاز اول و در بیمارستان
هدف عمده کاردرمانگر پیشگیری از کوتاهی عضلانی و کنتراکچر و حفظ دامنه حرکتی فیزیولوژیک می باشد. تمرینات می تواند به پرسنل پرستاری و خانواده نوزاد آموزش داده شود. در این مرحله از خوابانیدن نوزاد در وضعیت طاقباز بدلیل تحریک رفلکس های اولیه تا حد امکان باید پرهیز گردد.
در مرحله آخر فاز اول که پس از ترخیص از بیمارستان شروع می شود، تاکید اصلی کاردرمانگر بر تسهیل و آموزش مراحل حرکتی درشت و آماده سازی ذهنی و جسمی کودک برای ایستادن ، حفظ تعادل و قدم برداشتن یا walking است. برای انجام این اهداف و رسیدن به فاز تحرک و جابجایی، کاردرمانگر علاوه بر تمرینات تقویتی، از ارتزها و اسپلینت های اندام تحتانی نیز در صورت لزوم و متناسب با شرایط جسمی و نیاز کودک می تواند استفاده نماید.
در فاز تحرک و جابجایی که از پایان شیرخوارگی آغاز وتا دوران بلوغ ادامه دارد، اهداف کاردرمانی علاوه بر رشد فیزیکی، به رشد عاطفی، شناختی و اجتماعی فرد نیز توجه دارد و
مشخص ترین هدف کاردرمانگر در این فاز ایجاد استقلال در تحرک و جابجایی برای فرد اسپینابیفیدا با توجه به سطح ضایعه و عملکرد اندام فوقانی، سن، قد، وزن، وجود یا عدم وجود دفورمیتی و البته انگیزه ی شخص می باشد. در این فاز همچنین مهارتهای لازم برای انجام فعالیت های روزمره زندگی، متناسب با سن کودک اسپینابیفیدا به او آموزش داده می شود. در کودکان بالای 4 سال برنامه کنترل مثانه شاملانتقال وظیفه کاتتریزاسیون متناوب از والدین به خود کودک بتدریج و با تکنیک های خاص آموزش داده می شود. آموزش توالت و کنترل روده نیز از طریق رژیم غذایی مطلوب، رعایت زمانهای تخلیه منظم و استفاده از شیافها و ملین ها حاصل می شود. بدلیل وجود مشکلات حسی، آموزش معاینه و بررسی پوست بصورت خودمراقبتی توسط فرد و دو بار در روز ضرورت دارد. با نزدیک شدن به دوران بزرگسالی، کسب موقعیت های زندگی مستقل و کارآموزی شغلی مورد توجه قرار می گیرد.
مرجع:
پایان نامه ضایعات نخاعی مادرزادی. حمید رضا بابایی و ابراهیم پیشیاره. دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی. 1383
نویسنده:کاردرمانگرحمیدرضا بابائی
*کپی برداری از مطالب وب سایت پایا با ذکر منبع بلامانع است.*
]]>Examining the Prevalence of Musculoskeletal Impairments and Its Association with Upper Extremity Functional Disability of Nurses
1,Derakhshanrad SA 2, Alamdarifar Sh 3,Zeynalzadeh Ghoochani B
Abstract
Purpose: Impairment means a deficit in the body structure such as the musculoskeletal system.
Functional disability refers to the defective interactions between the individual and the
environment. Examining the relationship between impairment and disability determines the role of impairment in making disability. The aim of this study was to estimate the prevalence of upper extremity musculoskeletal impairments and the relationship between such impairments and upper extremity functional disability of registered hospital nurses.
Methods: This cross-sectional observational study conducted at three affiliated hospitals of Shiraz University of Medical Sciences. Seventy two qualified nurses that were available in nurses’ station of hospitals at the time of sampling were studied. Data were collected by two self-reported questionnaires: Nordic and Disabilities of the Arm, Shoulder and Hand (DASH).
The prevalence of impairments in different areas of upper extremity were estimated. Level of disability between two groups of cases with and without impairment were tested by T-test. Correlation between impairment and disability was assessed using Eta correlation coefficient.
Results: Having impairments in at least one area of the upper extremity were observed in
70.8% of study population. The mean score of DASH was 19.2±15.7. The level of sability was significantly higher in people with impairment than those without impairment (p=0.018). However, Eta correlation coefficient equated to 0.28 showed weak correlation between impairment and disability in the present study.
Conclusion: While the prevalence of upper extremity musculoskeletal impairments was
relatively high, the score of 19.2 in DASH questionnaire implied the low level of isability. Weak correlation between impairment and disability in this study may be due to a onlinear relationship between these two factors that necessitates more precise inspections and rther studies.
Keywords: Musculoskeletal impairment, Functional disability, Upper extremity, Nurses Received: 2015.12.23; Accepted: 2017.05.10
بررسی شیوع اختالالت اسکلتی-عضالنی و تعیین ارتباط آنها با ناتوانی عملکردی در اندام فوقانی پرستاران
1 سید علیرضا درخشان راد 2 ، شایان علمداری فر 3 ، بهاره زینل زاده قوچانی
هدف: اختالل به معنی نقص در عملکرد ساختارهای بدن نظیر سیستم اسکلتی-عضالنی است و ناتوانی دلالت بر نقص در تعامل بین فرد و محیط دارد. بررسی ارتباط بین اختلال و ناتوانی، سهم اختالل را در ایجاد ناتوانی مشخص مینماید. لذا هدف از این مطالعه بررسی شیوع اختالالت اسکلتی-عضالنی و تعیین رابطه بین این اختالالت با ناتوانی عملکردی اندام فوقانی در پرستاران بوده است.
روش بررسی: پژوهش حاضر مطالعهای مشاهدهای از نوع مقطعی است که در سه بیمارستان دولتی وابسته به دانشگاه علوم پزشکی شیراز انجام گرفت. 72 پرستار در دسترس واجد شرایط که در زمان نمونه گیری در ایستگاههای پرستاری بیمارستان مستقر بودند، مورد مطالعه قرار گرفتند. اطالعات به شکل خود-اظهاری با استفاده از پرسشنامههای Nordic و isabilities (DASH (Hand and Shoulder, Arm the of جمعآوری شد. شیوع اختالالت در نواحی مختلف اندام فوقانی برآورد گردید. سطح ناتوانی در دو گروه با و بدون اختالل به کمک آزمون تی استیودنت بررسی شد. ارتباط بین وجود اختالل و ناتوانی به کمک ضریب Eta بررسی گردید.
یافته ها: داشتن اختالل در حداقل یک ناحیه از اندام فوقانی در 8/70 %از پرستاران مشاهده شد. میانگین نمره DASH ، 7/15±2/19 بود. سطح ناتوانی عملکردی اندام فوقانی در افراد دارای اختالل بطور معنادار بیشتر از افراد بدون اختالل بود )018/0=p .)لیکن ضریب Eta معادل 28/0 نشان داد که همبستگی بین اختالل و ناتوانی در مطالعه حاضر ضعیف است. نتیجهگیری: شیوع اختالالت اسکلتی-عضالنی اندام فوقانی در پرستاران مورد مطالعه نسبتاً باالست با این حال نمره 2/19 ر پرسشنامه DASH بیانگر این است که میزان ناتوانی در جامعه مذکور پایین است. ارتباط ضعیف بین اختالل و ناتوانی در این مطالعه میتواند به علت غیرخطّی بودن رابطه بین این دو عامل باشد که نیاز به بررسیهای دقیقتر و مطالعات بیشتر را ضروری می سازد.
کلمات کلیدی: اختالالت اسکلتی-عضالنی، ناتوانی عملکردی، اندام فوقانی، پرستاران
]]>با انتشار اولين ويرايش كتاب «کاردرمانی برای کودکان» کاردرمانی در حوزه ي بالینی، رشد و تغییر عمده ای را تجربه کرد. در دو ویرایش اول این کتاب،PrattوAllenعملکردهای کاردرمانی در کودکان، اطلاعات ضروری حرفهو فرایند کاردرمانی را آنچنان که در سال 1980 بود،شرح دادند.در آن زمان ابزار ارزیابی و تکنیک های مداخله ای محدود بود و مباحث تئوری بیش از تست های تجربی مورد توجه قرار داشت.اغلبکودکانی که تحت درمان کاردرمانی قرار مي گرفتند، مبتلا به ناتوانی های فیزیکی، مثل فلج مغزی بودند.کاردرمانگران عمدتا در بیمارستان ها و مراکز توانبخشی، جلسه به جلسه با کودکان کار می کردند. عوامل متعددي سبب پیشرفت کاردرمانی در کودکان شد؛در سال 1990 وضع قوانین جدید، حیطه های نويني مانند مداخلات در مدارس، گسترش خدمات در حیطه های رفتاری و یادگیری و توسعه مطالعات و تحقیقاتي که منجر به نهی مستندات علمی شد را به وجود آورد كه همگی در رشد و توسعه فعالیت بالینی کاردرمانان در حیطه ي کودکان تأثير بسزايي داشته است.
ویرایش کنونی شامل 4 بخش با اهدافي تكميلي است كه دربخش نخست آن اطلاعات پایه ای که اساس تمرین کودکان را شکل می دهد شرح داده شده است.در این بخش تئوری های رشد و occupation، در ارتباط با مشارکت و کفایت بیان می شود.
تئوری ها و مدل های موجود در بخش 1، پایه ی روش های مداخله اي را نشان می دهد.
بخش 2 شامل دو فصل ارزیابی کاردرمانی در کودکان می باشد. ارزیابی به عنوان یک پروسه در فصل چهار توضیح داده شده كه روی آنالیز عملکردی و شرکت در زمینه های طبیعی زندگي فرد متمرکز است.
Occupationکودک، محدودیت های عملکردی وي و ذكر زمينه هاييبرای افزایش عملکرد و سازگاری با محدودیت ها، در بخش 3 تشریح شده است.
در هر فصل به منظور حمایت از تئوری ها و تمرینات کاردرمانی یافته های تحقیقاتی عنوان می شود و به این ترتیب آگاهی کاردرمانگران از ارزیابی عملکرد و تأثير ناتوانی ها بر عملکرد افزایش می یابد.
در بسیاری از موارد اهداف کاردرمانی از ايجاد تغییر در افراد به ايجاد تغییر در محیط انجامیده است.
مثال های واضحي از درمان در حوزه ي پزشکی، جامعه، مداخلات اولیه و محیط های تعلیم و تربیت نقش متفاوت کاردرمان گران را نشان مي دهد.
یک چهارچوب رشدی (تولد تا بزرگسالی) فصل ها را در بخش چهارم كتاب سازماندهی کرده است. این دیدگاه فهم مديريت کاردرمانان در مشکلات عملکردی، که به وسیله ی ناتوانی ها در سنین و زمینه های مختلف ايجاد مي شوند را افزایش می دهد.
Contents
بخش 1 :اطلاعات بر پایه ی کاردرمانی در کودکان
1 – بازنگری کاردرمانی کودکان
2- گروه بندی
3- محورهای کاردرمانی کودکان
4 -گسترش کاردرمانی کودکان
5- کار با خانواده
6- شرایط عادی که مشارکت کودکان را تحت تاثیر قرار می دهد
بخش 2 :ارزیابی کاردرمانی کودکان
7-اهداف پرسه ها و روش های ارزیابی
8 – استفاده از تست های استاندارد در تمرین کودکان
بخش 3 : مداخلات کاردرمانی : محدوده های عملکرد
9 – گسترش کنترل کیفی
10- پیشرفت مهارت های دستی
11 – یکپارچگی حسی
12 – درک بصری
13- مشارکت اجتماعی تحت تاثیر مشکلات روانی اجتماعی
14- مداخلات تغذیه اي
15- فعالیت روزمره زندگی و سازگاری برای استقلال در زندگی
16- بازی
17- مهارتهای پیش نویس و دست نویس
18- تکنولوژی کمکی: شامل تکنولوژی های ساده، کامپیوتري، وسایل کمکی الکترونیکی برای زندگی روزانه
19- تحرک
محدوده ی خدمات کاردرمانی مربوط به بيماري هاي کودکان
20-NICU
21- مداخلات اولیه
22- کاردرمانی در مدرسه
23- خدمات برای کودکان با نقص های بینایی و شنوایی
24- خدمات بیمارستانی
25- توانبخشی اطفال
26- تغیر خدمات ،از مدرسه تا زندگی بزرگسالی
منبع:
CASE-SMITH.J . Occupational therapy for children. Fifth edition. _
Philadelphia.Elsevier. Inc.2005.
نویسندگان:
کاردرمانگر نسرین نازک
کارشناس ارشد کاردرمانی
دکتر سميه کاووسی پور؛ دکترای تخصصی كاردرماني
عضو هییت علمی دانشگاه علوم پزشکی شیراز
کتاب hand function in children with cerebral palsy Improving یکی از کتب ارزشمند مداخلات کاردرمانی و توانبخشی دست می باشد شامل 26 فصل است که به ترتیب توضیح مختصری در مورد آنها ارائه خواهد شد.
فصل 1تا 11 آن بیشتر در رابطه با فیزیولوژی دست و عضلات آن و همچنین نقش عواملی مثل بینایی و sensaitionدر عملکرد دست می باشد ودر فصل 12 ارزیابی عملکرد دست از طریق تست های مختلف بیان شده است .
فصل 13و14 این کتاب مربوط به مداخله ی ارتوپدی در upper extremityاز جنبه ی جراحی های muscoloskeletalو اندازه گیری سموم مغزی که در صورت وجود سبب blockشدن گیرنده های مغزی می شود و در نتیجه عدم انقباض عضلات اتفاق می افتد.
فصل15 مربوط به مداخلات درمانی در زمینه ی body function,structureکودکان CPبه منظور کمک به عملکرد دست آنها می باشدو فصل 16در مورد یادگیری حرکتی در بچه های cp مطالبی ارائه شده است،که در این فصل مراحلmotor learningو فاکتورهای موثر در آن ذکر شده است .
فصل 17 دیدگاه شناختی بر مداخله ی کاردرمانی را مطرح مي كند.در اين رويكرد به كودك كمك مي شود تا مهارتهای آموخته شده را در محیط های گوناگون تعمیم دهد.و از ديدگاه حل مسئله به بررسي مشكلات حركتي مي پردازد.
فصل18 در مورد آموزش هدفمند فعالیت های روزانه می باشد که چندین نمونه مورد مطالعه در این راستا ذکر شده است.
فصل19در رابطه با مداخله براساس توانایی کودک بحث شده است که در مورد ارزشها و علایق و اثر آن در مداخله درمانی توضیح داده شده است .
فصل 20،حرکت درمانی القایی است که طی مطالعات انجام شده دریافتند که تمرین در اندام سالم سبب کاهش محدودیت حرکتی اندام آسیب دیده مقابل می شود.
فصل21رابطه ی self careو عملکرد دست را توضیح می دهد که برای انجام مهارتهای self careمثل غذاخوردن ،لباس پوشیدن یا بستن زیپ و دکمه و…عملکرد دست را ضروری می داند.
فصل22 در زمینه بهبود hand writing بچه های cpنکات کلیدی ارائه کرده است.
فصل 23در مورد آموزش بازی به بچه های cp به منظور ارتقاء مهارت هاو کیفیت زندگی آنها می باشد .
فصل24 در رابطه آموزش فعالیت های کامپیوتری توسط وسایل کمک آموزشی مطالبی ارائه شده است.
فصل 25 این کتاب در مورد participationمی باشد که براساس تعریف WHOوICF مشارکت به عنوان پیامد سلامتی مورد تاکید است .براین اساس مشارکت کودکان تحت تاثیر عوامل فردی و محیطی قرار می گیرد.
فصل 26 در مورد ارتقاء تمرینات evidence base به منظور ارائه ی هر چه بهتر خدمات درمانی برای بچه های cp می باشد.
در انتهامي توان گفت كتاب حاضر يكي از كتابهاي جديدي است كه کاردرمانی و توانبخشي دست را به صورت جامع مورد بررسي قرار داده است.
]]>اگرچه فلج مغزی یک ضایعه غیر پیشرونده است، الگوهای حرکتی، تون عضلانی و عملکرد حسی غیر عادی، همراه با اثرات جاذبهای و رشد عادی ممکن است با گذشت زمان منجر به ایجاد انقباضات بیمارگونه (کانترکچرها)و بدشکلیها شوند.(1)
درک مشکلات پزشکی و آناتومیکی افراد فلج مغزی مهم تلقی میشود. هر چند که، همیشه باید اهداف بلند مدتی که مشابه با تمام کودکان عادی می باشد، مورد توجه قرارگرفته و به خاطر سپرده شود. هدف درمانی برای این کودکان و خانوادههای آنها، مراقبتهای پزشکی، آموزش و حضور گسترده در جامعه به منظور رشد و ارتقاء توانایی های آنها تاحداکثر میزان ممکن ،می باشد.
استفاده ی موثر از اندام فوقانی می تواند بر بروندادهای تحصیلی ، شرکت در فعالیت های روزمره ی زندگی و برگزیدن شغل در اکثر کودکان فلج مغزی، تاثیر بسزایی داشته باشد.(2)آسیب یا فقدان عملکرد دست در اثر ضایعات و بیماری ها علاوه بر فقدان عملکردهای مکانیکی ، تاثیرات گسترده ای را بر روابط اجتماعی ، بیان احساسات و … به دنبال دارد. (3)
از میان درمان های موجود، همگام با توانبخشی ، جراحی های اندام فوقانی به عنوان یکی از درمان های کمک کننده در بهبود بیماران فلج مغزی ، گسترش قابل ملاحظه ای داشته است.اگرچه نمی توان از جراحی انتظار داشت که اندام ضعیف را به عملکرد عالی و کامل برساند ، اما بهبودهای قابل توجهی نسبت به شرایط پیش از جراحی ، مشاهده شده است.
از دلایل عمده انتخاب جراحی به عنوان یکی از روش های درمان ، تاتیرات آن بر بهبود عملکرد در فعالیت های روزمره ی زندگی ، افزایش سرعت در انجام حرکات دست و ساعد و همچنین فراهم آوردن بهبود ظاهری می باشد.(4)جراحی در نوع اسپاستیک نسبت به سایر انواع فلج مغزی ، ارزشمند تلقی شده و در صورت انتخاب دقیق بیماران و انجام جراحی زودهنگام ، می تواند با گسترش تعادل عضلانی و همچنین تصحیح قسمتی یا کل بدشکلی ها ، در باز آموزی فیزیکی و توانبخشی کمک کننده باشد. (5)
کاردرمانگر به عنوان عضوی از تیم درمان ، می تواند در پیشنهاد جراحی ، تعیین مزایا و معایب آن و همچنین توانبخشی قبل و پس از جراحی همکاری نزدیکی با پزشک ارتوپد داشته باشد.
شکلگیری مهارتهای اندام فوقانی که عمدتاً شامل دراز کردن دست [1] ، چنگ زدن[2] و دست کاری[3] است پیچیده بوده و مستلزم پیشرفت رویکردها و رفتارهای مختلف است. هر یک از این رفتارها، به مرور زمان و با تکامل بخشهای مختلف سیستمهای عصبی و عضلانی – اسکلتی و با تجربه لازم ظاهر میشود. (6) تشخیص ناتواناییهای عملکردی اندام فوقانی معمولاً زمانی که کودک 1 ساله است صورت میگیرد. این امر همزمان با رشد عمل پینچ خاص که احتیاج به قرار دادن انگشت اشاره در مقابل انگشت شست دارد، مشخص میگردد.کودکان فلج مغزی معمولاً به این نوع پینچ دست پیدا نمیکنند و ممکن است به نوع Key Pinch (شست به کنارهی انگشت اشاره) برسند.(7)
انواع طبقهبندی بدشکلیها و عدم عملکرد دست در فلج مغزی:
1- طبقه بندی عملکردی Mowery :
1) عالی : استفاده مناسب از دست، گرفتن و رها کردن مؤثر، کنترل ارادی
2) خوب : دست کمک کننده، گرفتن و رها کردن مؤثر، کنترل ارادی در اکثر موارد
3) نسبتاً خوب : دست کمک کننده، عدم استفاده مؤثر، گرفتن و رها کردن متوسط، کنترل نسبی
4) ضعیف: Paper weight ، فقدان گرفتن و رها کردن
2-طبقهبندی اختصاصیتر بدشکلیها و عدم عملکرد دست در فلج مغزی Zancoli&Zancoli:
(I)Extrinsic Type
گروه I :
گروه II :
گروهIII :
در هر سه گروه بدشکلی Thumb-in-palm وجود دارد.
(II) Intrinsic Type :
بدشکلی Intirisic plus، معمولاً در نوع مخلوط فلج اسپاستیک و اتتویید رخ میدهد.
3- طبقه بندی Forearm Pronation Deformity (Gashwind& Tonkin )
4-طبقه بندی بدشکلیهای شست :
وضعیت شست به عدم تعادل بین نیروهای داخلی و خارجی عمل کننده برروی مفاصلInterphalangeal, Metacarpophalangeal, Carpometacarpalبستگی دارد که هر یک از آنها ممکن است بیثبات باشند.
اسپاستیسیتی موجود در عضلات اینترینسیک شست سبب اداکشن مفصل متاکارپال شست، فلکشن مفصل متاکارپوفلنجیال و اکستنشن مفصل اینترفلنجیال میشود.
اسپاستیسیتی موجود در عضلات فلکسور اکسترنسیک شست (Flexor PollicisLongus) عامل ایجاد فلکشن در مفاصل متاکارپوفلانجیال و اینترفلانجیال میباشد.اداکشن متاکارپال کمتر قابل توجه است.
اسپاستسیتی در هر دوگروه عضلات اینترینسیک و اکسترنسیک شست وجود دارد. مفصل متاکارپال در اداکشن است و مفاصل متاکارپوفلنجیال و اینترفلنجیال فلکس هستند، و یک وضعیت واضح “Thumb – in Palm” را ایجاد میکنند .
شیوههای متعدد طبقهبندی سطوح عملکردی کودکان فلج مغزی :
*مقیاس گرین [4] :
یک تفسیر پیشروندهی فوری از
استفادهی اندام فوقانی در کودکان فلج مغزی میباشد که
محدودیتهای شناختی، حسی، رفلکسی، و ارتوپدی را در یک لیست واضح به گونهای که
برای والدین قابل فهم باشد بیان میکند. مقیاس گرین، استفاده از اندام فوقانی را
به ضعیف، نسبتاً خوب، خوب و عالی دسته بندی میکند.
اصطلاح ضعیف[5] به منظور شرح عملکرد اندام در حالیکه فقط قادر به حمل وزن یک کاغذ است، مورد استفاده قرار میگیرد. همچنین در این سطح گرفتن و رها کردن ضعیف و فقدان آنها همراه با کنترل ضعیف دیده میشود.
اصطلاح نسبتاًخوب[6]، زمانی مورد استفاده قرار میگیرد که اندام فوقانی نقش دست کمک کننده[7]، را دارد و هیچ استفاده مؤثری در لباس پوشیدن از آن نمیشود، کنترل نسبتاً خوب است. گرفتن و رهاکردن با آرامی صورت میگیرد و تأثیر گذار نیستند.
اصطلاح خوب [8] زمانی مورد استفاده قرار میگیرد که اندام فوقانی نقش یک دست کمک کنندهی خوب را به عهده دارد، گرفتن و رها کردن به خوبی رخ میدهد و کنترل خوبی وجود دارد.
اصطلاح عالی زمانی مورد استفاده قرار میگیرد که اندام فوقانی در لباس پوشیدن، غذا خوردن و فعالیتهای عمومی به شکل کارآمدی اثرگذار است و گرفتن و رها کردن کارآمد بوده و کنترل عالی وجود دارد.
The A.T. du Pont Hospital for Children’s (AIDHC)Clinic Scale*
به منظور طبقهبندی عملکرد اندام فوقانی کودکان فلج مغزی طراحی شد. این مقیاس ارتوپدی در کلینیکهای شلوغ مورد استفاده قرار میگیرد و برای اجرای آن به هیچ لوازم خاصی نیاز نیست. از طریق ارزیابی فعال و غیر فعال حرکات کودک توسط ارزیابی کننده، و گزارشات والدین در رابطه با استفاده از اندام فوقانی، ارزیابی کنند، میتواند اطلاعات لازم را برای طرح نقشهی درمانی، بدست آورد.
The Quality of Upper Extremity Skills Test (QUEST) *
برای اندازهگیری عملکرد دست از طریق 4 جز مورد استفاده قرار میگیرد که شامل: حرکاتِ مجزا ، چنگ زدن، اکستنشن محافظتی، تحمل وزن میباشد.این مقیاس برای کودکان با مشکلات عملکردی عصبی- حرکتی همراه با اسپاستسیتی طراحی شد. روایی استفاده از آن برای کودکان 8 الی 18 ساله تأیید شده است و در رابطهی بسیار نزدیک و همگام با مقیاس رشدی حرکات ظریف Peabody میباشد.
*The Shriner’s Hospital(South Carohina) Upper Extrimity Test(SHUE)
اخیراً تحت بررسی و ارزیابی قرار گرفته است. این مقیاس شامل یک مجموعه از فعالیتهایی است که اجازهی مشاهدهی عملکرد کودک فلج مغزی همیپلژی را داده و آن را شرح میدهد. درمانگر وضعیت مفاصل را برای بررسی کانترکچرهای زیر، حین انجام فعالیتهای عملکردی مختلف، مشاهده میکند. وضعیت مفاصل در حین اکستنشن آرنج، زمانی که کودک یک توپ درمانی بزرگ را پرتاب میکند، انداختن یک توپ، قرار دادن یک کاغذ چسب روی توپ، و گره زدن بندکفش،مورد بررسی قرار می گیرد. درخواست از کودک به منظور چسباندن برچسب روی توپ بزرگ، بازکردن کیف پول، استفاده از چنگال و چاقو، نگهداشتن یک کیف پول، پرتاب و انداختن یک توپ درمانی بزرگ اجازهی مشاهدهی وضعیت مفاصل را در حین اکستنشن مچ میدهد.وضعیت عملکردی مفصل شست (فضای web باز، فضای web طبیعی ، Thumb in palm)، در حین فعالیتهای در آوردن پول ازکیف پول، کندن یک برچسب از کاغذ، نگهداشتن کاغذ در حالیکه آن را با قیچی میبرد، و بازکردن سر یک قمقمهی دهانه گشاد، قابل مشاهده است.
اثر تندودزیس از طریق نگهداشتن صاف[9] انگشتان و اندازهگیری میزان اکستنشن غیرفعال مچ بدست میآید. استفادهی خود به خودی (بی اختیار) از اندام از طریق مشاهدهی کودک در حین استفاده از هر دو دستش در فعالیتهایی نظیر گرفتن توپ، ثابت کردن اشیاء و گره زدن بندکفش قابل توصیف است.
■ خطوط راهنما برای مداخلات جراحی
خطوط راهنمای متعددی برای انتخاب کاندیدهای جراحی در کتب و مقالات مختلف ذکر شده است. در میان آنها میتوان به استفادهی ارادی، وضعیت حسی دست، سن و هوش بیمار و وجود نوسان تون (اتتوز) اشاره کرد.
تمام این موارد بر کاربرد یا عدم کاربرد جراحی اثر گذاشته و لزوم توجه به آنها در رسیدن به اهداف مورد انتظار ضروری است.
▲ استفاده ارادی از دست
اندازهگیری میزان استفاده از دست مشکل است.هوفر[10] توانایی جایگزاری دست را از سر به زانو در مدت زمان 5 ثانیه، به عنوان یکی از راههای تخمین میزان استفاده ارادی از دست، بیان کرده است.
▲ حس
آسیبهای افتراق دو نقطه[11]، استرگنوزیس[12] و حس عمقی[13] در٪50 تا ٪90 بیماران مشاهده شده است. بهترین روش بررسی حسی در کودکان زیر 3 سال تست افتراق جنس[14] میباشد، افتراق اشیاء در کودکان 4 الی 5 ساله، گرافستزیا در کودکان 6 تا 9 ساله و افتراق دو نقطه در کودکان بزرگتر کاربرد دارد. بهبود نتایج عملکردی پس از جراحی اندام فوقانی بیشتر در کودکانی دیده میشود که افتراق بین دو نقطهی آنها کمتر ازmm10 باشد، بتوانند 3 شیء از 5 شیء را تشخیص دهند، و یا قادر به تشخیص شمارهی اعداد نوشته شده در کف دست باشند. (گرافستزیا).
▲ هوش :
برای جراحی بازسازی کننده، فرض براین است کهIQ (هوش بهر) افراد کمتر از70 نباشد. هوش بهر در پروسه آزاد سازی عضلانی کاربرد چندانی ندارد و اگر در برنامه درمانی، بازآموزی حرکتی و حسی نباشد، غیر مهم تلقی میشود.
▲ اتتوز
نوسانات تون پروسهی بازسازی را با شکل مواجه میسازد. مشاهده به منظور یافتن مسیر غالب اسپاستسیتی ممکن است کمک کننده باشد.
معمولاً ایجاد ثبات مفصلی در کودکان آتتوئید قابل اطمینانتر است.
■ ارزیابی پیش از جراحی
معمولاً ویزیتهای متعدد توسط ارتوپد به منظور ارزیابی دقیق مورد احتیاج است. باید از این امر که کودک توانبخشی مناسب و تطابقات لازم را در مدرسه دریافت میکند، مطمئن شد.هدف درمانی باید ارتقاء عملکرد اندام فوقانی باشد. اما به ندرت میتوان اندام را به یک اندام طبیعی تبدیل کرد.
باید به این نکته توجه کرد که جراحی اندام فوقانی کودکان فلج مغزی، روشی جبرانی (reparative) است نه درمانی. (8)
براساس سوابق گذشته، 50% از اعمال جراحی در اندام فوقانی به منظور دستیابی به ارتقاء عملکرد صورت گرفته است. در جراحیهای باقی مانده، دست یابی به زیبایی ظاهری و بهبود بهداشت، بزرگترین اهداف درمان بودهاند.در مشخص کردن کاندیهای جراحی، تشخیص مناسب بیمارانی که کنترل ارادی کمی روی اندام دارند و براساس آن از مداخلات جراحی سود نخواهند برد، از اهمیت برابری در مقایسه با تشخیص افراد کاندیدای جراحی، برخوردار است.ارزیابی دقیق بیمار شامل عملکردهای حرکتی، حسی و ذهنی، به منظور دستیبابی به حداکثر موفقیت در درمان، ضروری است.
■ ارزیابی فیزیکی
در خواست استفادهی همزمان از اندامها در انجام فعالیتها توسط بیماران، برای اطمینان حاصل کردن از اینکه آنان دستورالعملها را درک کردهاند، مناسب است.ارزیابی فعالیتهای ارادی، افتراق اسپاستیسیتی از کانترکچر عضلانی و کانترکچرهای مفصلی، دارای اهمیت زیادی هستند. اسپاستسیتی عضلانی، در حالت استراحت اجازهی حرکت مفصل در دامنهی کامل را میدهد در حالیکه کانترکچر اینگونه نیست.
ارزیابی کودک در حین انجام دادن فعالیتهای روزمره به مشخص کردن درگیریهای عملکردی و الگوهای استفاده کاربردی از دست، کمک میکند.معمولاً خود کودک یا والدین قادرند فعالیتهایی که کودک به علت اسپاستیسیتی اندام در انجام آنها ناتوانند، را به صورت شفاهی توضیح دهند، و درمان منطبق و به دنبال این موارد صورت میگیرد.
ویزیتهای متعددی برای ارزیابی دقیق مورد احتیاج است و بهترین شیوه به حساب میآید. در این میان استفاده از نوارهای ویدویی[15] که در آنها کودک در حال انجام فعالیتهای مختلف است در ارزیابی بسیار کمک کننده میباشد.
ارزیابی باید وظایف متعددی را به انجام برساند:
اول: دقت به وضعیت ظاهری اندام در حالت استراحت
دوم : اندازهگیری دامنهی حرکتی فعال و غیرفعال تمام مفاصل
سوم : قدرت تمام عضلاتی که پتانسیل انتقال را دارند و دهنده محسوب میشوند باید اندازهگیری شوند.
چهارم : الگوهای عملکردی دست باید مشخص شوند.
پنجم : اسپاستیسیتی یا سفتی تاندونهای فلکسوری باید مشخص شود.
ششم : آیا اسپاستیسیتی از طریق وسایلی که نیروی پیوستهی آهسته برخلاف نیروی اسپاستسیتی وارد میکنند، قابل کاهش است؟
هفتم : بررسیهای لازم به منظور یافتن پتانسیل مشکلات بهداشتی در نواحی آکزیلا، حفره آنتکوبیتال، چین فلکشن سطح ولار مچ، کف دست و فضاهای بین انگشتی، باید صورت گیرد.
همچنین یافتههای حاصل از EMG میتواند در تشخیص اینکه کدام عضله در حال فعالیت است و کدام عضله اصلاً فعالیت ندارد و یا برای انتقال مناسب است کمک کننده باشد. (8)
■ پیشنهادات قبل از جراحی
برای کودکان خردسال هیچ دلیلی مبنی بر مخفی کردن شرایط از آنها دیده نمیشود.کودکانی که در میانهی دوره کودکی و یا در اوایل دورهی بزرگسالی هستند، به پزشکان اجازه میدهند نگرانیهای آنها را مشاهده کنند. برای کودکان خردسالی که کمتر از 8 سال سن دارند، مهمترین نگرانی این است که تنها بمانند. ما به آنها این اطمینان را میدهیم که تمام سعی مان را میکنیم تا والدین آنها در طی مراحل قبل از اتاق جراحی و سپس در تمام مراحل اتاق بهبودی، کنار آنها باقی بمانند. همچنین به آنها اطمینان میدهیم که والدینشان در تمام دورهی بستری کنار آنها باقی خواهند ماند. همزمان با بزرگتر شدن کودکان، یک نوع نگرانی بزرگسالی با عنوان ترس از بیدار نشدن از بیهوشی و یا سایر شرایطی که آنها را به سمت مرگ سوق میدهد، دیده میشود. برخی از این افراد ممکن است اضطرابهای شدیدی داشته و مهارتهای انطباقیشان در سطح پایینی باشد. در چنین شرایطی باید به آنها اطمینان داده شود که روزانه هزاران جراحی صورت میگیرد و افراد از آنها بیدار میشوند. اگر بزرگسالان با نزدیک شدن به تاریخ جراحی دارای مشکلات خواب و حملههای اضطرابی هستند، درمان آنها بوسیله داروهای ضد اضطراب و مسکن میتواند کمک کننده باشد.
برخی از نوجوانان که عقبماندگی ذهنی دارند، برای جراحی بیقراری قابل مشاهدهای را از خود بروز میدهند. والدین چنین کودکانی خواستار آن هستند که به کودکانشان راجع به جراحی تا روز قبل از آن مطلبی گفته نشود، این روش ممکن است برای افراد عقب ماندهی ذهنی شدید که از لحاظ شناختی قابلیت درک شرایط جراحی را ندارند، مفید باشد، اما در رابطه با سایر کودکان که از لحاظ شناختی این مطلب را درک میکنند، باعث بروز عدم اعتماد نسبت به والدین و پزشکشان میشود.
در روند آماده سازی کودکان و والدینشان برای جراحی، بروندادهای مورد انتظار ازجراحی باید با آنها در میان گذاشته شود. قسمتی از این بحث باید برروی آنچه اتفاق نخواهد افتاد قرار گیرد و بویژه برروی این مطلب که کودک آنها با وجود این جراحی و بعد از آن هنوز فلج مغزی را خواهد داشت. (5)
ادامه مطلب را در آینده دنبال نمایید.
با تشکر از سرکار خانم مریم فرزاد که در تهیه این مطالب ما را یاری نمودند.
Reference:
1.Case-Smith J. Occupational therapy for children. fifth edition. Philadelphia .Elsevier Inc.2005.PP:176-181.
2.Wilson M, Shelton J .Primary care of the child with cerebral palsy: A review of systems. Journal of Pediatrics Health Care.2007.21(4) .226-237.
3.Boscheinen . Morrin. J , Conolly W B.The Hand fundamentals of therapy. firstedition .AzadA. Tehran.Noor e danesh.2004.PP:1-16
4.Tawde P N , Athani B D ,Reg P V.Pre And Post Surgical Functional Analysis Of Spastic Hand. The Indian Journal Of Occupational Therapy(IJOT).2003;34(3).1-9.
5.Miller F.AlfredI .Physical therapy of cerebral palsy. first edition. Wilmington. USA. SpringerScince .Business media Inc.2007.PP:3-21 ,27-39,51-81,107-133,138-144,345-36,370-392.
6.Joghataei M , Abdollahi E .Takamole Asabi -HarekatiKudak (Persain). first edition. USWR .Tehran.Pub.2005.PP:167-169.
7.Bigham M . Cerebral Palsy Theories .Techniques and Tretments (Persain) .first edition. Danjeh .Tehran. 2006.PP:11-15,367-383.
8.Green D P ,Hotchkiss R N , Pederson W C , Wolfe S W. Green’s Operative Hand Surgery. fifthedition . Philadelphia .Elsevier Inc, 2005. PP:1197-1234.
نويسندگان:
دکترنرگس قمري ؛دکترای تخصصی کاردرمانی
کاردرمانگر درسا حامدي؛ دانشجوی کارشناسی ارشد کاردرمانی
]]>
دوم آوریل ، روز جهانی اگاهی از اتیسم را همراه با تمامی افراد با اتیسم و خانواده های آنها گرامی میداریم.
شعار امسال مجامع بین المللی اتیسم، “گذر از کودکی به بزرگسالی” است.
در اینمورد توجه به دو نکته مهم است: اول آنکه اتیسم یک بیماری نیست، یک تفاوت است و یک حالتی از “بودن”، پس طی کردن دوران رشد و گذر از دوران کودکی به بزرگسالی برای او هم امری بسیار بدیهی بوده و این حالت متفاوت رشد هم مثل همه حالات دیگر با تغییر ویژگیها و نیازهایش مسیر کودکی تا بزرگسالی را طی خواهد کرد.
نکته مهم دیگر آن است که ما باید نسبت به اتیسم ، به عنوان نوعی تفاوت، آگاهیمان را بالا ببریم و نگرشمان را اصلاح کنیم و بر حسب وظیفه مان به عنوان یک سیاستگذار سلامت یا یک متخصص و درمانگر و یا فردی از عموم جامعه، مسیر را برای گذر این کودک به بزرگسالی که در اصل ورود به اجتماع است، محیا کنیم.
امروز مناسب سازی اجتماعی برای ورود ایمن و موثر بزرگسالان اتیسم به جامعه و احقاق حقوق آنها مانند هر انسان دیگری از بزرگترین مسئولیتهای اجتماعی ماست.
از اتیسم بیشتر آگاه شویم و هواداری کنیم.
دکتر مهدی علیزاده
رئیس انجمن علمی کاردرمانی ایران